سلام برهمه...اوه اوه.....چقد هم همه....
تقصیر خودمه دیگه....اونقد پست نمیدم که وبم تبدیل به چی میشه؟؟...
گورستان...
بازم به معرفت ساقی.....به خدا....دستت دردنکنه عسلم.....
خب...دوستان...گفتم همه دپرسید...سره مدرسه و بدبختی و درس و بچه و و و و....
واسسه همین رفتم تو کار مطلب طنز...الان هم یه داستان طنزهههههه...
وایییییی خیلی بانمکه......تهش هم یه جک نوشتم...اسما بهم گفته....(اینم از ذکر منبع)...
چون باحال بود و خودم و خودش کلی تو راه خندیدیدم سرش...(اللهی قربونش برم .. دلم برا خنده هاش
تنگ شده بود).....براتون گذاشتم...که شما هم کمی بخندید..(اوه چه ادبی شدممممم)
خب حالا برین ادامه مطلب.....
اگه کامنت نذارین ایشالا پشت گوشاتون پشمالو بشهههههه.....دیگه خود دانی...
روز خوش....
Read More
Read More
سلام بر همگان.....خوفم شدید...شما هم که خوبین دیگه.....
خب امروز یه داستان کوتاه باحال گذاشتم.....
حال میکنم...مردای پررو(تاکید میکنم فقط مردایی که پررو ان)....
این مردای پررو رو باید اینجوری چزوند....
واین کار هیچ کس نیس جز یک زن باهوش.....!
خب برین ادامه مطلب.....
کامنت هم یادتون نره...و موفق باشین.....
Read More
خب سلام به همه دوستای گلم....خوبین؟؟....
راستی عیده تک تکتون مبارک....
اقا من نمیام میگید چرا نمیای...میام شما نمیاید...
لااقل هماهنگ کنید که من ضایع نشم دیگه.....
خب براتون یه پست گذاشتم...نیازی به توضیح نداره....فقط نمونش تا حالا تو وب نبوده...
موفق باشین دوستای خوبم.....میدوسمتون....
کامنت هم فراموش نشـــــــــــــــــــــــــــــه....
Read More
سلاممم....
اوه اوه...من شدم مثه شبح...یه وقتی میام...یه وقت میرم...بی سروصدا....
یوها ها ها....
هههه هههه ههه....الان امیدوارم همگیتون خوب خوب باشین....
خب اول این که من واقعا متاسفم که کم میام و میرم.....
به جان نادی..(این دفعه علیرضا نادی رو نمیگم خودمو میگم...)....سرم شلوغه....برنامه کاری رو برین :
1. درست کردن بروشور و دی وی دی شامل مقاله ،عکس و کلیپ برای مدرسه تا اواسط شهریور
2. تموم کردن سریالهام ( تازه دیشب ساعت 3:30 دقیقه بامداد اخریشون تموم شد)
3. رسیدن به دو تا وب دیگه
4. ..... (بماند)
5. خوردن !
خب حالا شما میفرمایین من با این همه کار.....
اخه خدا رو خوش میاد؟؟....نه میاد؟؟...جونه نادی میاد؟؟...نمیاد؟؟....
هیییی....بی خیال نادی جون...خونتو کثیف نکن.....
واو...راستی قالبم ناسه؟؟....بارش جهازه؟؟.....با ادیداسه؟؟...
هو هو...اینم هایکو....شعر ژاپنی...
خب برین ادامه مطلب...که یه چی باخاله باخال گذاشتم.....
خودم که باهاش حالیدم شدید.....
کامنت یادتون نره...روز خوش...
Read More
سلاااام.....اوه اوه...الانه که روناک منو خفه بکنه...
ببخشین عسلم که نمیتونم تو وبت نظر بدم......
کلا نمیتونم تو وبای بلاگفا کامنت بذارم.....اخه اون کد امنیتیش برام نمیاد....
ولی به وبت سرمیزم به خدا....بی معرفت نیستم.....
راستی درباره اون انتخاب رشته ت هم...
اگه میدونی که میتونی از پس رشته ای که بهش علاقه نداری بربیای....
ریاضی رو انتخاب کن و مامانتینا رو خوشحال کن.....
اگه فقط یه درصد احتمال میدی که دووم نمیاری...
راهی رو انتخاب کن که بهش علاقه داری و میدونی که میتونی و توش استعداد داری.......
سرنوشت چیز کمی نیست که بشه باهاش بازی کرد و بخاطر دیگران روششو تغییر داد.....
خب درضمن معذرت هم میخوام که اینقد غیبتم طولانی شد...ببخشین....
کارام خیلی زیاد شده بود....سرم بسی شلوغ بود......
خب حالا بفرمایی ادامه مطلب که یه داستان ناز گذاشتم.....شاید شنیده باشین.....
نظر یادتون نره و برای همتون ارزوی موفقیت میکنم.....
مخصوصا روناک جون و ساقی جون و فاطی جون....
راستی ماه رمضونتون هم مبارک.....امیدوارم همتون مهمون سفره بی منت خدا باشین...
Read More
سلام به همگی....خوبین؟؟...من هم خوبم...الان حالم بهتره نسبت به قبل....
خب گفتم بعد از این همه پستای دپرس کننده یه چی بذارم بخندین....
خیلی باحاله البته از یه سایت کپیش کردم که توی ادامه مطلب اسم منبعو اوردم...
برین بخونین که روحتون شاد شه.....
دوستتون دارم و بای.....
Read More
سلام...
ازطرفی میخواستم بنویسم....دلم گرفته اما.....
نتایج نهایی تیزهوشان اومد....نتایج تغییری نکردن....یعنی امید باهم بودن توی یه مدرسه همش فقط رویابود...
یادمه یه بار به اسما گفتم I wish it but It's just a dream...
ولی به 1 ساعت نکشید که ازرویا تبیدل به یه حقیقت واقعی شد.....یه واقیت شیرین.....
اما حالا.....واقعا یه رویاست....دلم برای این که دستای همو بگیریم و از پله های مدرسه بریم بالا تنگ میشه...
واسه لذت باهم بودنمون....واسه این که لحظه شماری کنیم که زنگ تفریح بشه....و کنار هم باشیم...
واسه این که جمعه ها باوجود این که دلمون برای هم تنگ شده اما به خودمون امیدی بدیم که
شنبه ای هم هست.....که دوباره یه هفته هست که همو ببینیم.....
اما حالا همش تموم شد....تمام...گیم اور شدیم....دوتامون....توی یه بازی سه ساله....
خوب بازی میکردیم....بااون بازی زندگی کرده بودیم اما....اما 4 ماهه اخر.....گیم اور شدیم....
به همین راحتی..
بازی رو باختیم....
اما مگه نمیگن شکست و باخت اغاز پیروزیه.....
ما تحت هرشرایطی پیروز این میدون میشیم....من نمیذارم زندگیم از بین بره...فقط به خاطر دوری...
و به اسما هم اجازه نمیدم خودشو سرزنش کنه...به خاطر یه امتحان بی ارزش....
من و اون تازه وارد دنیایی شدیم که بادنیای کوچیک و ساده و بی غل و غش راهنمایی و دبستان
فرق داره...
نه میذارم اون بیفته و نه خودم میفتم....با هم به همه نشون میدیم که همیشه اسمامون کناره همه...
حالا سرنوشت هرچی که میخواد باشه....مهم اینه دستای ما تو دستای همه.....
مهم اینه چشمامون گره خورده به چشمای خدا.....
من و اون تا تهش باهمیم....چون به هم قول دادیم....
دلم میخواد گریه کنم....اما حیف....
بهش قول دادم که گریه نکنم.....و ازش قول گرفتم که اگه میخواد امشب بدترین
شب زندگیم نشه گریه نکنه.....
قول دادم شاممو تا ته بخورم...اخه یه روزه هیچی نخوردم.....قول دادیم که ایمان بیاریم این
تازه اول راهمونه....
این تازه استارت اسما و ادیبه....
دلم براش تنگ میشه....اما به هر بهانه ای کنارخودم نگهش میدارم.....به هربهانه ای....
ما هرکاری کنیم باز هم نمیتونیم از هم جداشیم.....زندگی اینو بهمون یاد داده...
بهترین دوستم دوستت دارم....
سلام به همگی....
خب امروز به شدت مرگ استرس دارم....
مامانم بهم قرص ضداسترس داد الان حالم یه کمی بهتره.....
راستش من نمیفهمم واسه چی اسامی پذیرفته شدگان تیزهوشانو از رو پورتال برداشتن.....؟؟...
هرکسی یه چیزی میگه.....من که نفهمیدم...
مامانم میگه عقلشون که کم نیس بخوان اسمارو تغییر بدن...حتما چندتا اسم جدید میخوان اضافه کنن.....
اجی هام هم همینو میگن.....
اما اخه مشکل من این نیس.....مشکل من این نیست که من تو لیست نباشم....
مشکلم اینه که نکنه اسما توی این لیست نباشه.....
به هرحال دارم میمیرم......امیدوارم اسمش توی لیست باشه.....
شما هم دعا کنین....اون تلاششو کرد.....فقط مونده خواست خدا.....
حالا برین ادامه مطلب....
من تقریبا یک سال و خرده ای پیش این داستانو خوندم......فوق العاده بود....
کردمش سرمشق زندگیم......که همیشه یادم باشه که بگم " خدایا چرا من؟"....
بعد از این که خوندمش و روم خیلی تاثیر گذاشت گمش کردم.....حالا امروز توی یه سایت پیداش کردم....
خوش حالم....چون از بهترین داستان هایی هست که من تو طول عمرم خوندم....
درضمن این داستان واقعیه....
نظر و دعا یادتون نره....
دوستتون دارم و موفق باشین....
Read More
سلام سلام سلام.....
هووو هوووو هوووو.....
خبر دارم در حد لالیگا یه چی اونورتر......
خب بحدسید.....
اه نمیخواد بحدسید خودم که خیلی خیلی خیلی شاد و شنگول و خوشحالم......
این خبر به شدت خوب رو اول از دهن مامانم شنیدم....
باور نکردم....ولی وقتی از دهن ترانه هم شنیدم دیگه بال دراوردم....
و به سوی دیار باقی....
خب خب خب طفره بسه دیگه.....
"تیزهوشان قبول شدم....."
دارم از خوشحالی میمیرم....
اصلا باورم نمیشه....
اما ناراحتیم اینه که از بین تموم دوستام فقط من فرزانگانی ام.....هییییی....
اشکالی نداره برای اونا هم ارزوی موفقیت دارم.....تاابد....
امیدوارم حتی اگه من هم به ارزوهام نرسیدم اونا برسن....
خب خب خب کادویادتون نره.....
اگه کرج بودین همتون رو تو پارتیم دعوت میکردم.....
فعلا بای....
هوووو هووووو هو هو.....سلام سلام سلام....
اصلا من کلا اپ دیتم... میبینین که؟؟....
خب خوب هستن همگی دوستان و اشنایان؟؟....سلامت باشید بزرگیتونو میرسونین....
هههه کلا امروز هزیون میگم شدید.....راستی این هزیون رو درس نوشتم؟؟....(بی خیال)....
خوب داستان میخواین دیگه....طبق معمول....نظر هم نمیدین دیگه طبق معمول....
خب منم طبق معمول باید.....هههه...(سانسوریدمش).....
چه حالی داره تابستون...چه عشقی میکنم با تابستون.....چه فیلمایی میبینیم تو تابستون.....
هاها دیشب انجلز اند دیمنز تام هنکس رو دبدم....عاشق سه گانشم.....:
رمز داوینچی....
فرشتگان و شیاطین(همینی که دیشب مشاهده نمودم)....
ونماد گمشده که فقط رمانشو خوندم ....فیلمش سال 2012 ساخته میشه......
ولی عجب چیزایی هستنا....حتما دیدنشونو بهتون توصیه میکنم....
خب حالا هم طبق معمول ادامه مطلب....
نظر هم اگه دستتون برگشت بدینا...اگه نه اصلا راضی نیستم زحمت بکشین....
به جون نادی راضی نیستم...(علیرضا نادی رو میگم)
بااجازه....
Read More
سلام دوستای خوبم...من یه داستان نوشتم امیدوارم نظر بدید...خیلیییییییییییییییییییییییی دوستون دارم...خوشحالم از اینکه دوستایی مثل شما دارم....امروز هوس کردم بیام نت داستانمو بزارم چون فکر می کردم داستان جالبی نیست ولی خوشحال میشم اگه حس واقعییتونو در مورد داستانم بگید چون شاید اتفاقی بیفته که داستانای دیگمم براتون بذارم...این داستانم بر اساس یه اس ام اس هست دیگه اگه بد بود شرمنده...تا روز دیگه بای بای...به امید موفقیت روز افزون شما عزیزان...
Read More
سلام سلام سلام.....
کامنت های پست قبل رو توجه بفرمایید لطفا....
خب اصلا حوصله تولد گرفتن ندارم.....
فقط بگم امروز تولده دنیایه منه.....
عزیزه دلم....جیگرم....عشقم....
امیرعلی....
خواهرزاده ی گله خاله.....
قربونش بشم....تولدش مبارک.....1 سالش شد.....
به خدا امروز اونقد باهاش ور رفتم و بازی کردم تنم خیسه عرقه....
چشمام هم با زور باز نگه داشتم....خودم هم رو به موتم....
تولد اصلیش امروزه ولی جشنشو جمعه گرفتیم.....
واسه اقا پسره نازمون تالارگرفته بودیم...میومدی میدیدی....
من عکس مینداختم...حداقل 100 تا عکس انداختم.....بابا دیگه نا برا ادم نذاشته بودن.....
با هزار زور و زحمت هم تالاریه رو راضی کردیم دوتا اهنگ غیرمجاز بذاره.....
میگفت اماکن میان جمعمون میکنن....اخه جمع مختلط بود....
در کل جاتون خالی بود دیگه.....خیلی خوشید بهمون....
الان حوصله اپ عکس ندارم.....فردا ازش براتون چندتا پیک ناز و خوشمل مامانی میزارم...
بای تا بعد....
و تو رو به ارواحتون نظر بدین بابا....دپرس شدم به خدا.....
سلام سلام به همگی....خب حالا الان امیدی میشد گفت به همگیتون هست....!!
خوبین؟؟....منم عالیم....خیلی عالی....
خوشحالم از خیلی چیزا....و وجود خیلی کسا.....
ودل بستگی هایی که همیشه بهشون تعلق داشتم ودارم....
یه چیز جالب هم بگم....:
دیشب زنگ زدم بابام میگم بابا دوتا بسته ناگت بخر بیار خونه....
میگه چندتا خب؟؟..
میگم دوتا بسته دیگه....میگه خب شاید بسته ای نباشه....چندتادونه میخوای؟؟...
میگم بابا دونه ای که نمیفروشن اخه....بسته ایه....
اخر سر هی گفت و من گفتم و گفتیم.....بعد عصبانی شد و خداحافظی کرد.....
بعد از 20 دقیقه اومد خونه.....درو باز کردم....
یه نایلکس گرفت جلوم.....زدم زیر خنده.....
بابام گفت ااااا نیشتو ببند....ولی من بازم میخندیدم.....
اخه بگو چی بود.....اقا به جای ناگت رفته باگت خریده.....
وقتی به خودش هم گفتم خندش گرفته بود.....
برگشت به من گفت تو گفتی باگت حالا الکی به من میگی ناگت.....
خلاصه دیشب خونه ما رو هوا بود اینقد خندیدیم......
از دیشب یا بهش میگم بابا باگتی یا حاجی ناگتی.....
خب برین ادامه مطلب......داستانیدم....البته اینا همشو از وبای مختلف جمع میکنم....
پس این جا منبع داستانای کوتاهه.....
نظر یادتون نره و بابای.....
Read More
سلام...به همگی....اوه اوه چقد هم همگی!!!!!!!....
خب اول این که خیلی دلم میخواد بلاگفا رو روی سره باسش (میگم باس که نیاد فیلیم کنه..) خراب کنم....
شما بگین چیکار کنم که بیفته عزراییل تو راهش؟؟.. یه ماچ بکن....(سانسوریدمش...)
اسمه خوانندش چی بود؟؟....یادم برفت....اها این یارو پیشتاز....
اییی خدای من.....کدای امنیتی کامنتهای وبلاگا برام نمیاد....در نتیجه؟؟...
نتیجه بگیر....
بگیر....
بگیر...
نه نه قربونت اونو نگیر که....اصلا ول کن بگیر ببند به ما نیومده....یه وقت کار دستمون میدی....
خب درنتیجه من نمیتونم هیچ جاییی...(البته وبای بلاگفا)...بکامنتم.....
چه بانمک....
خب حالا تا من سرمو زیر اب نکردم برین ادامه مطلب....
نظر هم یادتون نره....بابا به خدا این جا شده شهر مردگان....صـــــــــلوات....
Read More
